( 1615)ذرهای زآن آفتاب آرد پیام |
|
آفتاب آن ذره را گردد غلام |
( 1616)قطرهای کز بحر وحدت شد سفیر |
|
هفت بحر آن قطره را باشد اسیر |
( 1617)گر کف خاکی شود چالاکاو |
|
پیش خاکش سر نهد افلاکاو |
( 1618)خاک آدم چونکه شد چالاک حق |
|
پیش خاکش سر نهند املاک حق |
( 1619)السماء انشقّت آخر از چه بود |
|
از یکی چشمی که خاکی بر گشود |
ذرّه: استعاره است از انسانى که در اثر لیاقت و ریاضت محل وحى الهى مىگردد ، اشاره به جنبه جسمانی و خاکی مرد حق یا پیامبر است.
آفتاب: استعاره از حق جلّ و عَلا، و از آفتاب دوم «خورشید» مقصود است.
بحر وحدت: عالم جلال حق تعالى، عالم حقیقت و پیشگاه حق است.
سفیر: پیام آور.
هَفت بحر: هفت دریا. دانشمندان قدیم مىپنداشتند هفت دریا کره خاک را در بر گرفته است و آن هفت دریا: دریاى اخضر، دریاى عُمان، دریاى قلزم، دریاى بربر، دریاى اقیانوس، دریاى قسطنطنیه،و دریاى اسود است . [1]
کف خاک: به معنای یک مشت خاک است، استعاره از آدم.
چالاک: شارحان آن را پیک و سفیر معنى کردهاند. در این بیت به معنى «گزیده»، به کار رفته است.
خاک آدم: خاکى که آدم از آن سرشته شد.
آدم خاکى ز حق آموخت علم تا به هفتم آسمان افروخت علم
1012 / د /1
چالاک حق شدن: ظاهراً به سوى خدا رفتن مقصود است. چنان که در حدیث آمده است «مَن تَقَرَّبَ إلَیَّ شِبراً تَقَرَّبتُ إلَیهِ ذِراعاً.»[2]
السَّماءُ انشَقَّت: برگرفته است از آیه «إِذَا اَلسَّماءُ اِنْشَقَّتْ وَ أَذِنَتْ لِرَبِّها وَ حُقَّتْ: چون آسمان بشکافد و فرمان پروردگارش را برد و سزاوار بود.»[3] و این در پایان جهان است. اما ظاهراً مولانا از انشقاق آسمان، معراج رسول (ص) را در نظر دارد که آسمانها براى پیمبر شکافته شد تا او به عرش حق رسید. و نیم بیت دوم بیت بعد مؤید این احتمال است:«وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَىمَا کَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىأَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا یَرَىوَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىعِندَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى »:در حالى که در اُفق اعلى قرار داشت! سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد.تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛در اینجا خداوند آنچه را وحى کردنى بود به بندهاش وحى نمود.قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت.آیا با او درباره آنچه (با چشم خود) دیده مجادله مىکنید؟! و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد، نزد «سدرة المنتهى»[4]
و محتمل است مقصود آدم (ع) باشد که از خاک سرشته شد سپس فرشتگان مأمور سجده به آدم شدند:« إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَائِکَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِینٍ »: و به خاطر بیاور هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل مىآفرینم![5] و:«وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِیسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا »:(به یاد آورید) زمانى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده کنید!» آنها همگى سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا براى کسى سجده کنم که او را از خاک آفریدهاى؟!»[6]
خاکى: (منسوب به خاک) که از خاک آفریده شده.
( 1615) ذرهاى که از آن آفتاب یگانه پیام آورد آفتاب غلام آن ذره خواهد شد. ( 1616) قطرهاى که فرستاده آن دریاى وحدت باشد هفت دریاى جهان اسیر آن قطره خواهند بود. ( 1617) اگر مشت خاکى چالاک او شده و براى او به جنبش در آید افلاک در پیش خاک پایش سر مىنهند. ( 1618) خاک آدم چون چالاک حق شده و بجنبش در آمده بود ملایکه حق پیش خاک او سر نهاده سجده کردند. ( 1619)در آن روز (قیامت) آسمان شکافته میشود، وچشم خاکیان به اسرار غیب گشوده.
حضرت حق در انسان کامل و دیگر مظاهر، ظاهر و متجلی است، ولی غافلان از عالم معنا، انسان کامل را کالبدی بیش به شمار نمیآورند. اما همین ذره خاکی وقتی که پیام از آفتاب حقیقت میآورد، آفتاب این جهان با همه عظمت غلام او میشود. پیامآور حق اگر قطرهای باشد، باز هم تمام هستی اسیر او و در خدمت اوست. اگر یک موجود خاکی به خواست الهی به حرکت درآید، آسمانها و افلاک که پروردگار آنها را آفریده به او تعظیم میکنند، مانند حضرت آدم. آدم را خدا آفرید و او متحرک به ارادهْ حق بود؛ ازاینرو، فرشتگان به او سجده کردند. ودر بیت آخرمولانا با استفاده از آیهْ 1سوره «انشقاق»: در آن روز (قیامت) آسمان شکافته میشود، میگوید: تفسیرش این است که چشم خاکیان به اسرار غیب گشوده میشود.
[1] - (نگاه کنید به: لغت نامه دهخدا، ذیل «هفت دریا»)
[2] - (کشف الاسرار، ج 2، ص 164)
[3] - سوره انشقاق،آیه 1- 2
[4] - نجم،ایه7تا14
[5] - ص،آیه71
[6] - اسراء،آیه61
محمدرضا افضلی تحصیل کرده درحوزه معارف، پژوهشگر ونویسنده کتاب معارف مثنوی، سروش آسمانی در4جلد(شرح موضوعی مثنوی)، درمحضر مولانادر6جلد(شرح کامل مثنوی معنوی)، شرح لبّ اللباب مثنوی در2جلد،دانشنامه عزالی در4جلد .... |